ما اسکل واقعی هستیم یا اینها +عکس

چند روز پیش داشتم یک نامه مینوشتم به کلمه » اسکل » که رسیدم گفتم یک چرخی توی نت بزنم ببینم دیکته درستش چطوری است و ریشه اش چیه

سر از وب سایتهایی مثل

http://www.bultannews.com

http://www.fardanews.com

http://www.iranvij.ir

و حدود 204 هزار وب سایت و وبلاگ دیگه  در آوردم که همه نوشته بودند که

 او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری میکند طولی نمی کشد که محل نگهداری آنها را فراموش میکند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است و اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمیکند …

یکی نیست بگه آخه اسکل ها اون اگه توی زمستان غذا و خانه اش را پیدا نکنه که از گرسنگی و سرما میمیره

خلاصه یک گاگولی توی این چند سال پیدا نشده بود که بیاد یقه اینها را بگیره

مثلاسایت ایران ویج در زیر عکس بالا نوشته

عکس ارسالی خانم هنانه رسول پور
توی کامنت ها هم همه جوز مزخرفی گفتند الا این که 
آخه پتی خانوم  عزیز این عکس یک Puffin است یک چیزی تو مایه های پنگوئن 
خلاصه اینکه  200 هزار نفر افاضات یک نفر را غرغره کرده اند بدون اینکه فکر کنند دارن چیکار میکنند

http://en.wikipedia.org/wiki/Puffin

 


یادی از «نوشته هاي يك كودك نفهم»

لطفا اگر نشانی وب سایت جدید این کودک نفهم را دارید برای من هم بفرستید

فکر کنم اولین بار 4-5 سال پیش این مطلب را خواندم.

*نوشته هاي يك كودك نفهم *
*نام و نام خانوادگي : كاظم تبريزي؛ كلاس: دبستان *
*موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟ *
**
*قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته
سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زير تريلي ٌّ چرخ
رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم
و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا
نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون بي دليل! من در پارسال خيلي درس
خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را
به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و
گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين
يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي
كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي
پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر
خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي
گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم . در سال گذشته ما به مسافرت
رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه
من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم
در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد:
كپي اوغلي، ولي من ** ** نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم
عصباني** ** مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي
عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه
بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي
نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست
هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست
موسير *
* من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من*

11 دستورالعمل پس از انتخابات

اول – دقت کنيد که راي‌تان را کجا مي‌اندازيد، تا بعدا نپرسيد راي من کو؟ راي من کو؟
دوم – براي اينکه قاطي اراذل و اوباش نشويد بعد از انتخابات، مثل بچه آدم به خانه برويد و تا چهار سال ديگر که انتخابات بعدي برگزار مي‌شود از خانه خارج نشويد. به زبان خوش هر چهار سال يک‌بار از خانه خارج شويد بس است.
سوم – بعد از راي دادن، از برخورد با هر گونه جسم سخت در کوچه و خيابان جلوگيري کنيد.
چهارم – بعد از راي دادن خوشحال باشيد چون شما تنها خس و خاشاک دنيا هستيد که حق راي دارد.
پنجم – چون بعضي‌ها براي پيدا کردن راي‌شان در طول روز راهپيمايي مي‌کنند و شب‌ها بايد استراحت کنند لطفا شما براي پيدا کردن راي‌تان شب‌ها بوق نزنيد.
ششم – براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، پوشيدن جليقه ضدگلوله، ماسک هوا، پماد سوختگي، نفربر و چيزهاي ديگر الزامي مي‌باشد.
هفتم – براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، حمل سلاح سرد مثل چاقو، قمه و چماق، يا سلاح گرم مانند کلت کمري و کلاشينکف، و همچنين همراه داشتن نارنجک دستي، و يا سوار شدن بر تانک توصيه نمي‌شود.
هشتم – بعد از راي دادن اگر هنوز دستگير نشده‌ايد خودتان را به کلانتري محل معرفي کنيد.
نهم – بعد از راي دادن براي جلوگيري از تشويش اذهان عمومي، با کسي حرف نزنيد، در وبلاگ يا روزنامه و جاي ديگري ننويسيد که راي داده‌ايد، اگر هم نوشتيد ننويسيد به کي راي داده‌ايد، از کسي هم شکايت نکنيد. توصيه مي‌شود راي‌تان را به امان خدا سپرده، سريعا از محل راي‌گيري دور شويد.
دهم – بعد از راي دادن و به نشانه اعتراض، در پارکينگ‌تان را بشکنيد و با چوب و چماق به اتومبيل‌هاي داخل پارکينگ آسيب بزنيد.
يازدهم – بعد از راي دادن، خودتان مثل آدم، براي تسري مراحل اداري هم که شده، مستندات همکاري‌تان را با عوامل صهيونيسم و عوامل بيگانه، در اختيار دوستان و مراجع ذي‌صلاح قرار دهيد.
*
اين 11 فرمان را انجام دهيد تا سالم به خانه برسيد.

روزنامه اعتماد ملی – ستون فال قهوه – 30 خرداد 1388 – پوريا عالمي